معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم/سلام بر مسجدین/(تصویر وبلاگ:احمد دهقان نویسنده برجسته کشور) /روستای مسجدین کتابخانه نور دارد چه مطالبی برای شما مخاطبین عزیز جالب تر وخواندنی تر است گیاهان داروئی بهتر است یا مطلب طنز یا کتاب های کودک ؟/حسین نادری و دیگر دوستان در روستای مسجدین همدان از اینکه به وبلاگ های فرهنگی مسجدین تشریف آورده اید به شما دوست عزیز خیرمقدم می گویند!((نادری و رضایی جهاندار و فاتحی بیات))
صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 54439
تعداد نوشته ها : 46
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

با استفاده از:  نرم افزار: طب اسلامی نورنسخه 1/5 جستجوی : امام فرمود:

 




 

  نمونه مطالب    بخش جستجو  

      جستجوی : امام فرمود  

      (متن کامل نمونه مطالب)

    نرم افزار: طب اسلامی نور1/5


(متن کامل نمونه مطالب)  نرم افزار: طب اسلامی نور1/5

دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص256

یکى از اصحاب مى‏گوید: بر امام کاظم علیه السّلام وارد شدم

 درحالى‏که ظرف آبى داخل آن آلو سیاه بود مقابل ایشان قرار داشت، 

فرمود: حرارت بر من غلبه کرده و آلوى تازه حرارت دل را فرومى‏ نشاند

 و آشفتگى‏هاى ناشى از صفرا را آرام مى‏کند. آلوى خشک براى اشخاص

 دموى مزاج مفید است و هیجانات ناشى از خون را آرام نموده 

و درد و بیمارى را بیرون کشیده و از بین مى‏برد. 

مردى به امام باقر علیه السّلام از صفرایى که داشت و بر او غلبه کرده

 و تا حد دیوانگى او را رسانده بود شکایت کرد. امام‏ فرمود

دردت را با آلو تسکین بده.[2]


              

----------------------------------------------------------------------------------

                            و

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏8، ص: 171

طب سنتى گیاهىطریقه درمان با استفاده از گلها، میوه‏ ها و گیاهان

            به گفته ابن سینا:

   «هر کس مى‏تواند پزشک خود باشد»

           چرا شما نباشید؟



--------------------------------------------------------------


دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص755



امام صادق علیه السّلام در مورد صداع و سردرد شدید (میگرن) 


فرمود این را بخوان:


دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام، ص: 756



و لو أنّ قرآنا سیّرت به الجبال أو قطّعت به الارض أو کلّم به الموتى‏[1]، 

تکاد السّموات یتفطّرن منه و تنشقّ الارض و تخرّ الجبال هدّا[2] و جعلنا 

من بین أیدیهم سدّا و من خلفهم سدّا. یا أرض ابلعی ماءک 

و یا سماء أقلعى.[3]

مردى از سردرد به امام صادق علیه السّلام شکایت نمود امام فرمود: 

دستت را بر موضعى از سر که درد مى‏کند بگذار و فاتحة الکتاب

و آیة الکرسى بخوان و بگو:

اللّه اکبر اللّه اکبر ممّا اخاف و أحذر و أعوذ باللّه من عرق نعّار و أعوذ

 باللّه من حرّ النّار.

«عمر بن حنظله» نقل کرده است: از دردسر به نزد امام صادق 

علیه السّلام شکایت بردم. فرمود: به هنگام درد دست بر روى سر بگذار و بگو:

لو کان معهما آلهة کما تقولون اذا لابتغوا الى ذى العرش سبیلا 

و اذا قیل لهم: تعالوا الى ما أنزل اللّه و الى الرّسول، رأیت المنافقین

 یصدّون عنک صدودا.[4]

امام صادق علیه السّلام: هرکه به سردرد یا درد دیگرى مبتلا است

 دستش را بر روى موضع گذارد و بگوید:

أسکن سکنتک بالّذى سکن له ما فى اللّیل و النّهار و هو السّمیع العلیم.

و نیز از ایشان است که فرمود: پیامبر صلّى اللّه علیه و آله 

هرگاه کسالتى پیدا مى‏کردند یا چشم‏زخمى به ایشان مى‏رسید 

و یا مبتلا به سردرد مى‏شدند دست‏ها را گشوده و فاتحة الکتاب

 و معوذتین (سوره ناس و فلق) را مى‏خواندند بعد دستشان را 

بر صورتشان مى‏کشیدند و به این ترتیب دردى که به ایشان

 راه یافته بود از ایشان رخت مى‏بست.

از امام رضا علیه السّلام در مورد سردرد منقول است:

 با حنا خضاب شود.

معاویة بن عمار نقل نموده که نزد امام صادق علیه السّلام از 

بادى که در سرم افتاده بود شکایت کردم. امام‏ فرمود

به هنگامى که از نماز واجب فارغ مى‏شوى انگشت

 سبابه‏ ى دست راستت را میان دو چشمت گذار و هفت مرتبه

 درحالى‏که انگشتت را بر ابروى سمت راستت مى‏کشى بگو: 

یا حنّان إشفنی بعد انگشت را بر سمت چپ بکش 

و بگو یا منّان اشفنی سپس‏

دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام، ص: 757

کف دست راستت را بر روى سرت گذار و بگو: یا من سکن له

 ما فی اللّیل و النّهار و ما فی السّماوات و الأرض، صلّ على محمّد 

و آل بیته و سکّن ما بى‏

همچنین روایت شده که هرکس سردرد دارد وقتى به حمام رفته 

و به آب گرم دسترسى دارد هفت مشت آب گرم بر سرش بریزید 

و بگوید: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلیّ 

العظیم ان شاء اللّه درد او برطرف مى‏گردد[5]


[1] ( 1). سوره‏ى رعد، آیه‏ى 31.

[2] ( 2). سوره‏ى مریم، آیه‏ى 90.

[3] ( 3). سوره‏ى هود، آیه‏ى 44.

[4] ( 4). سوره‏ى نساء، آیه‏ى 61.

[5] دریایى، محمد، دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام

 بر اساس طب الأئمه علیهم السلام، 1جلد، پیام کتاب -

 تهران، چاپ: اول، 1388 ه.ش.


-------------------------------------------------------------


دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص739


اسحاق حریرى نقل کرده است که امام باقر علیه السّلام فرمود:

 اى حریرى چرا چهره‏ ات باد کرده و متورّم شده است 

آیا به بواسیر مبتلا شده‏ اى؟ عرض کردم بله اى پسر رسول خدا

 و از خدا مسألت دارم که مرا از ثواب بیمارى محروم ندارد. امام‏ فرمود:

 آیا نمى‏خواهى برایت دارویى توصیه کنم؟ گفتم: اى پسر رسول خدا 

و اللّه که با بیشتر از هزار دارو به معالجه و درمان پرداختم

اما هیچ فایده و سودى نداشته و بواسیر من با بیرون زدن خون همراه است.

حضرت فرمود: واى بر تو اى حریرى! 

که من طبیب طبیبان و سرکرده‏ى عالمان و 

حکیمان و معدن اطبّا و سیّد اولاد پیامبر بر روى زمین هستم!

و تو از ما بى‏ بهره مانده‏ اى!

گفتم: همین‏طور است اى سیّد و مولاى من. فرمود: 

همانا بواسیر تو سست و شل شده و از آن خون بیرون مى‏ریزد!

گفتم: بله اى پسر رسول خدا. همین‏گونه است که مى‏ فرمایید!

فرمود: بر تو باد استفاده از 

             موم عسل، روغن زنبق، شیرعسل،

 سماق و شیره‏ ى میوه‏ ى سرو، همه را در کاسه‏اى جمع کن 

و چون مخلوط شد به اندازه‏ ى یک نخود از آن بردار و به موضع مقعد

 بمال به اذن خداوند شفا مى‏یابى.

حریرى نقل کرده که: به خداوندى که جز او خدایى نیست 

سوگند که این کار را بیش از یک مرتبه انجام نداده بودم که 

از بیمارى که بدان مبتلا بودم رها شدم و از آن پس احساس 

هیچ‏گونه خونریزى یا دردى نداشتم.

حریرى مى‏گوید: روز آینده به سوى ایشان برگشتم و امام فرمود:

 اى ابا اسحاق الحمد للّه شفا یافتى! گفتم بله! فدایت شوم.

 به لطف الهى و آموزه‏هاى شما درمان شدم.[1]


[1] دریایى، محمد، دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام 

بر اساس طب الأئمه علیهم السلام، 1جلد، پیام کتاب - تهران،

 چاپ: اول، 1388 ه.ش.


-----------------------------------------------------------------


دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص730


از امام صادق علیه السّلام در مورد طین ارمنى (گل ارمنى) که

 در مورد شکستگى و دل‏درد به کار مى‏رود پرسیدند. امام‏ فرمود

اشکالى ندارد، زیرا آن گل از خاک قبر ذو القرنین است و گل و خاک

 مشهور به تربت امام حسین علیه السّلام بهتر از آن است.[1]

 

دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص256

یکى از اصحاب مى‏گوید: بر امام کاظم علیه السّلام وارد شدم

 درحالى‏که ظرف آبى داخل آن آلو سیاه بود مقابل ایشان قرار داشت، 

فرمود: حرارت بر من غلبه کرده و آلوى تازه حرارت دل را فرومى‏ نشاند

 و آشفتگى‏هاى ناشى از صفرا را آرام مى‏کندآلوى خشک براى اشخاص

 دموى مزاج مفید است و هیجانات ناشى از خون را آرام نموده 

و درد و بیمارى را بیرون کشیده و از بین مى‏برد. 

مردى به امام باقر علیه السّلام از صفرایى که داشت و بر او غلبه کرده

 و تا حد دیوانگى او را رسانده بود شکایت کرد. امام‏ فرمود

دردت را با آلو تسکین بده.[2]

 

دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام ؛ ص108

انواع داروهاى پرفایده‏

حمزة بن طیّار نقل مى‏کند که نزد امام موسى کاظم علیه السّلام

 بودیم که حضرت، مرا دیدند که از درد ناله مى‏کنم. فرمود: چه شده است

 تو را دردمند و نالان مى‏بینم؟ گفتم دندانم فرمود:

اى کاش حجامت مى‏کردى! من حجامت کردم و دردم ساکت شد

 و ایشان را از این موضوع باخبر کردم. 

امام‏ فرمود:

«مردم به چیزى بهتر از حجامت و خوردن عسل دوایى نمى‏یابند»

از امام صادق علیه السّلام روایت است که

جهت درمان، چهار راهکار درمانى اثر مى‏ بخشند:

انفیه، حجامت، نوره (داروى نظافت) و تنقیه‏[3].

از رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله است که فرمود: درد بر 

سه قسم است و درمان نیز سه نوع مى‏باشد اما دردها: غلبه‏ ى

 خون و صفرا و بلغم است درمان غلبه‏ى خون، حجامت، 

درمان غلبه‏ى بلغم، استحمام درمان غلبه‏ ى صفرا پیاده ‏روى است.

از امام صادق علیه السّلام است که


نشاط و سلامت در ده چیز نهفته است

           پیاده ‏روى، سوارى، 


در آب رفتن و شنا کردن، نگاه به سبزه، خوردن، نوشیدن، نظر کردن

 

به چهره ‏ى شاداب زیباروى حلال، جماع کردن، مسواک کردن

 

و گفتگو و معاشرت با دیگران.[4]



[1] دریایى، محمد، دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام بر اساس طب

 الأئمه علیهم السلام، 1جلد، پیام کتاب - تهران، چاپ: اول، 1388 ه.ش.

[2] دریایى، محمد، دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام بر اساس 

طب الأئمه علیهم السلام، 1جلد، پیام کتاب - تهران، چاپ: اول، 1388 ه.ش.

[3] ( 3). ظاهرا اشاره به این نکته است که داروهاى سودمند

 در آن عصر 4 نوع بوده‏اند 1. استنشاقى 2. حجامت( مربوط به خون)

 3. پوستى 4. تزریقى

[4] دریایى، محمد، دانشنامه طب اهل بیت علیهم السلام بر اساس 

طب الأئمه علیهم السلام، 1جلد، پیام کتاب - تهران، چاپ: اول، 1388 ه.ش.


------------------------------------------------------------------




طب الصادق (علیه السلام) ؛ متن ؛ ص185

13- بلغم‏

امام فرمود: از مصطکى، کندر، آویشن، انیسون و سیاه‏دانه به

 مقدارى مساوى اندکى فراهم آورید و باهم بکوبید آن‏چنان که

 مانند نشاسته نرم شوند و بعد از پارچه عبور دهید و آن را با 

عسل خمیر کنید و هر شب به قدر یک فندق از آن استفاده کنید.

 ان شاء اللّه سودمند خواهد بود.[1]

 

طب الصادق (علیه السلام) ؛ متن ؛ ص184

9- ضعف بدن‏

مردى از ضعف بدن شکایت داشت. امام به او فرمود: 

شیر بیاشام. گفته شد:

یا ابن رسول اللّه شیر نوشیده‏ام و مرا زیان رسانده است.

امام‏ فرمود: شیر مایعى زیان‏آور نیست. تو چیز دیگر با شیر 

خورده‏اى و آنچه زیان‏آور بوده آن چیز دیگر است و تو گمان

 کرده‏اى که شیر آزارت داده است.[2]

 


-------------------------------------------------


دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ؛ ج‏6 ؛ ص277

بواسیر

هشام بن حکم از زراره روایتى نقل مى‏کند که دلالت دارد 

بر این که برنج و خرما روده‏ها را وسیع مى‏نماید و بواسیر را قطع مى‏کند.[3]

فرات بن احنف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

 الکراث یقمع البواسیر و هو أمان من الجذام لمن أدمنه.[4] 

یعنى تره ریشه بواسیر را قطع مى‏کند و آن امان است از جذام اگر ادامه دهد.

ابن سینا در قانون گوید: شامى، نبطى، برّى دارد و آن

 مابین تره و سیر است و سوزنده است تا این که مى‏گوید:

 و ینفع البواسیر مسلوقه ماکولًا و ضمادا و یحرّک الباه و 

بزره مع حب الاس للزحیر و دم المقعدة یعنى: کوبیده‏اش

 بر بواسیر نفع دارد بخورد یا بماند و قوه جماع را زیاد مى‏کند

 و تخم آن با ریحان براى اسهال و بواسیر دارویى نافع است.

صاحب بحر الجواهر گوید: ینفع البواسیر اذا سلق فى الماء 

مرارا ثم جعل فى الماء البارد و طحن بزیت.

ابن بیطار گوید: اذا اکل الکراث أو شرب طبیخه نفع من البواسیر الباردة.

ماسرجویه گوید: إذا ادخنت المقعدة ببز الکراث أذهب البواسیر.

ابن ماسویه گوید: إن قلى مع الخزف نفع من البواسیر.[5]

 

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ؛ ج‏6 ؛ ص276

مرض بواسیر و داروى امام علیه السلام‏

داود بن ابى داود گوید: مردى دید ابا الحسن (امام رضا) 

در خراسان تره را همان طور در بستان مى‏خورد، گفت:

 یا بن رسول اللّه کود ریخته‏ اند در زیر آن گیاه، امام‏ فرمود:

 از آن کود به تره نمى‏ چسبد و تره براى بواسیر خوب است.[6][7]

 

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ؛ ج‏6 ؛ ص257

مرض شکم و اسهال‏

حذیفة بن منصور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

 درد شکم و اسهال بر من عارض شد به طورى که گوشتم 

ریخت و ضعف شدید و سختى به من رسید به دلم انداخته شد 

که برنج را بشویم و آن را بریان کنم و آسیابش نمایم و آن را

 لقمه لقمه بخورم چنین کردم،

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏6، ص: 258

گوشتم روئید و استخوانم قوى گشت و پس از آن دائما اهل مدینه

مى‏آمدند و مى‏گفتند:

اى ابا عبد اللّه از آنچه برایت مى‏فرستند بر ما هم بچشان، براى

 آنها نیز فرستادم و آنان نیز استفاده بردند.[8]

محمّد بن مروان مى‏گوید: نزد ابى عبد اللّه علیه السلام بودم که 

مرض شکم داشت، شب از حضورش به خانه آمدم و صبح به 

خدمتش باز مشرّف شدم و دیدم مرض ساکت شده، عرض کردم

 فدایت گردم، شب از تو جدا شدم در حالى که چنان مریض بودى؟

 فرمود:

من به خوردن مقدارى از برنج مأمور شدم شسته و خشکانده 

و کوبیدم و خوردم شکمم سفت شد.[9][10]

 

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ؛ ج‏6 ؛ ص239

داستان حجامت امام علیه السلام توسّط طبیب مسیحى‏

طبیبى نصرانى و شاگرد بختیشوع طبیب متوکّل که بیشتر از 

صد سال عمر داشت گوید: متوکّل جهت حجامت بیشتر مرا نزد 

خود مى‏برد روزى حسن بن على (امام عسکرى علیه السلام) از 

متوکّل خواسته بود که مخصوص‏ترین فردى که حجامت از تو مى‏گیرد 

را براى من بفرست، متوکّل مرا خواست و گفت: ابن الرضا کسى را 

خواسته که از وى حجامت کند، برو نزد او و بدان او امروز از هر آنکه 

زیر آسمان است اعلم و داناتر است و مواظب باش به آنچه امر مى‏کند

 اعتراض نکنى.

طبق دستور متوکّل رفتم حضور آن حضرت، فرمود: در آن حجره 

بنشین تا ترا بخواهم، طبیب نصرانى گوید: آن وقتى که در نظر 

من براى حجامت مناسب بود گذشت و در غیر وقتش مرا خواست 

و طشتى آوردند و من اکحل (رگ مژگان) را حجامت کردم، بسیار 

خون آمد، بعد فرمود: خون را قطع کن، بستم تا عصر ماندم بعد 

مرا خواست و فرمود: خون را به جریان بینداز و در طشتى باز خون 

پر شد، باز امر به قطع خون کرد و بستم جلوى خون را، باز امر فرمود:

برو در حجره بخواب، خوابیدم، پس از طلوع خورشید مرا خواست،

 باز در طشت آن قدر خون ریخته شد تا آنکه خون مانند

 شیر جارى شد، و فرمود: برایم یک پارچه لباس و پنجاه دینار

 طلا آوردند و عذر خواهى نمود و فرمود: برو، گفتم: آقا 

به من امرى بفرمائید، فرمود: رفاقت کسى را که در دیر عاقول‏

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏6، ص: 240

هست خوب نگهدار.

نزد بختیشوع آمدم جریان خون را به وى گفتم و بختیشوع 

به فکر فرو رفت و سه روز و سه شب مشغول جستجوى چنین 

حجامت از کتابها بودیم، بعد بختیشوع گفت: اکنون اعلم از راهب 

دیر عاقول کسى را در طبّ نمى‏دانم، نزد او برو و این جریان را بگو.

مى‏گوید: رفتم پائین دیرعاقول و صدا زدم، راهب به من توجّه کرد

 و گفت: کى هستى؟ گفتم: رفیق بختیشوع، گفت نامه از او دارى، 

گفتم: آرى، زنبیل خود را آویزان کرد و نامه‏اى را در آن گذاشتم 

و بالا برد. وقتى که نامه را خواند در همان ساعت از دیر خود پائین آمد

 و گفت: تو خون نگرفتى از آن مرد؟ گفتم: آرى، گفت: خوشا به حال

 مادرت و سوار بر استر خود شد و آمدیم و به سرّ من رأى رسیدیم که

 از شب یک سوم باقى بود، گفتم: کجا مى‏روى، منزل استاد

 بختیشوع یا منزل آن مرد؟ گفت: منزل آن مرد و پیش از اذان 

به منزل امام رسیدیم، در را باز کرد و خادم سیاه آمد و فرمود:

 پیاده شو، خادم به من گفت: تو استر را نگهدار و دست 

راهب را گرفت و برد، تا صبح ماندند و روز بلند شد و راهب آمد 

دیدم لباس نصرانى خود را انداخته و لباس سفید مسلمانى

 را پوشیده و به من فرمود: استادت را راهنمائى کن، وقتى که 

بختیشوع او را دید مبادرت به سخن کرد و گفت: چه چیز ترا از 

دینت باز داشت؟ گفت: مسیح را دیدم ایمان آوردم.

بختیشوع گفت: مسیح را؟! گفت مثل او را، چون این حجامت 

را جز مسیح کسى نکرده و این در علامات و نشانه‏ها همانند

 اوست، سپس راهب برگشت و تا روزى که مُرد در خدمت امام ماند.

یکى از حجامتگران مسیحى نقل کرده که: ابا محمّد 

(امام عسکرى علیه السلام) روزى وقت ظهر مرا خواست 

و رگى از بدنش گرفت و فرمود: از این رگ حجامت کن، 

من حجامت کردم، فرمود: بنشین، نشستم، باز شب فرمود: 

خون را از همان رگ جارى ساز، خون را به جریان انداختم 

و باز نصف شب از همان رگ دستور داد خون جارى ساختم که 

در آخر مانند نمک خون سفید آمد، دستور داد بگیر، گرفتم.

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏6، ص: 241

فرمود: کفایت است، موقع صبح سه دینار طلا به من داد و

 بیرون آمدم و به نزد بختیشوع رفتم و جریان را گفتم که آن 

حضرت رگى را به من نشان داد که نمى‏شناختم و بالأخره خون

 مثل نمک آمد، بختیشوع گفت: به خدا من هم آن رگ را 

نمى‏شناسم و در هیچ کتابى هم نخوانده‏ام و امروزه اعلم به

 کتب نصرانى‏ها جز فلان فارسى کسى را نمى‏دانم.

مى‏گوید: کسى را اجاره کردم تا بصره و از آنجا به اهواز آمدم 

و در فارس نزد آن رفیق رفتم و جریان را گفتم، فرمود: چند

 روزى به من مهلت بده، مهلت دادم و پس از چند روز رفتم

 پیش او به من فرمود: آنچه از آن مرد نقل مى‏کنى شاید

 او مسیح زمان باشد.[11]

زراره گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم: گفت 

پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: حجامت در سر 

از هر درد شفاست مگر سام (مرگ).

رسول خدا صلى الله علیه و آله در یک حدیث سه محل 

را از بدن براى حجامت معیّن فرمود: مقدّمه (سر)، نافعه 

(دو کتف- شانه) و مغیثه میان دو ورک (رانها).

 باز رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

«الحجامة فى الرأس هى المغیثة». یعنى حجامت در سر نافع است.

امام فرمود: حجامت در سر از هفت مرض شفاست: 

دیوانگى، برص، جذام، برص، نعاس (چرت زدن)، 

درد دندان، تاریکى چشم و سر درد.

امام باز فرمود: حجامت عقل را مى‏فزاید و به 

حافظه قوّت حفظ مى‏دهد و فرمود:

حجامت در نقره باعث نسیان است.

و در روایت دیگر تجویز شده است

 که لعاب را خشک و گرمى را از سر مى‏برد.

باز امام‏ فرمود: حجامت در مغیثه (دو رگ ران)، 

بر دیوانگى، جذام، برص، آکله (خوره) و درد دندان خوب است.

سلیمان جعفرى گوید: شنیدم ابا الحسن علیه السلام فرمود: 

ناخنها را روز سه شنبه بگیرید و

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏6، ص: 242

روز چهارشنبه به حمّام بروید و روز پنجشنبه حجامت کنید

 و روز جمعه عطر بزنید.[12]


[1] دریایى، محمد، طب الصادق علیه السلام (دریایى)،

1جلد، نشر حاذق - قم، چاپ: هفتم، 1389 ه.ش.

[2] دریایى، محمد، طب الصادق علیه السلام (دریایى)،

1جلد، نشر حاذق - قم، چاپ: هفتم، 1389 ه.ش.

[3] ( 2)- محاسن، ج 2، ص 504.

[4] ( 3)- محاسن، ج 2، ص 510.

[5] نورانى، مصطفى، دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى

 (نورانى)، 12جلد، ارمغان یوسف - قم، چاپ: اول، 1384 ه.ش.

[6] ( 1)- محاسن، ج 2، ص 512.

[7] نورانى، مصطفى، دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى

(نورانى)، 12جلد، ارمغان یوسف - قم، چاپ: اول، 1384 ه.ش.

[8] ( 1)- محاسن، ج 2، ص 502.

[9] ( 2)- همان، ص 503.

[10] نورانى، مصطفى، دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى

(نورانى)، 12جلد، ارمغان یوسف - قم، چاپ: اول، 1384 ه.ش.

[11] ( 1)- کافى، ج 1، ص 512.

[12] نورانى، مصطفى، دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى

 (نورانى)، 12جلد، ارمغان یوسف - قم، چاپ: اول، 1384 ه.ش.



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



توحید مفضل - شگفتیهاى آفرینش ؛ ص149


 [ویژگیهاى گیاهان دارویى‏]



در گیاهان دارویى و اینکه هر کدام در تهیه دارویى خاص به کار مى‏روند

 بیندیش: یکى مانند «شاه تره» در عروق، اعماق و مفاصل بدن فرو مى‏رود

 و مواد زاید و سنگین را دفع مى‏کند، یکى دیگر چون: «أفتیمون»

 مواد سودایى را از بدن مى‏کشد، 

دیگرى چون «سکبینه» ورمها و همانند آنها را بر مى‏دارد و ...

چه کسى این مصالح را در این آفریده‏ها آفریده است؟ 

و چه کسى مردم را نسبت به آنها آگاه کرد جز آنکه آنها را پدید آورد؟ 

و چنان که برخى پنداشته‏اند، 

کجا مى‏توان تصادفى و اتفاقى به این ویژگیها پى برد؟

در واقع با ذهن و اندیشه و ذکاوت و تجربه‏آموزى‏اى که 

به انسان عنایت شده او مى‏تواند به آنها پى ببرد.

حیوانات چگونه از برخى از ویژگیهاى درمانى گیاهان آگاهند 

و برخى از درندگان، زخم خود را با گیاهى دارویى درمان مى‏کنند

 و پرنده‏اى با حقنه کردن، یبوست خود را درمان مى‏نماید 

و دیگر موارد [ى که حیوانات از گیاهان دارویى استفاده مى‏کنند]؟

چه بسا [در آغاز] در گیاهانى که در دشت و صحرا مى‏روید تردید کنى

 و بگویى در این مناطق که انسانى زندگى نمى‏کند این داروها زایدند

 و به کار نمى‏آیند در حالى که چنین نیست، شاخ و برگشان غذاى حیوانات، 

دانه ‏ها براى پرندگان، چوبهاى خشک براى استفاده انسان است 

و آدمى از بسیارى از آنها در درمان و معالجه استفاده مى‏کند.

همچنین از بعضى براى دباغى پوستها، از بعضى براى رنگ آمیزى

 اشیاء و ... استفاده مى‏شود.

توحید مفضل - شگفتیهاى آفرینش، ص: 150

مى‏دانى که گیاه «پیزر» از ریزترین و کوچکترین گیاهان به شمار مى‏رود.

در این گیاه و همانند آن، سود و مصلحت فراوان نهفته است.

 از این پیزر کاغذها ساخته مى‏شود که پادشاهان و رعایا را به کار آید، 

حصیرى به دست مى‏آید که همه مردم به کار مى‏برند، 

غلافها به دست مى‏آید که براى نگاهدارى ظروف آبگینه

 و غیر آن استفاده مى‏شود و در میان ظرفهاى شکستنى مى‏نهند تا نشکند و ...

از اینکه در صغیر و کبیر و ریز و درشت و با ارزش و بى‏ارزش آفرینش مصالح 

فراوان نهفته شده درس عبرت بگیر. پست‏ترین آنها عذره انسان و

 سرگین حیوان است که کثافت و نجاست در آن گرد آمده ولى براى

 کشتزارها و سبزیها از چنان ارزشى برخوردار است

 که چیزى جاى آن را نمى‏گیرد. تا جایى که هیچ گیاهى از آنچنان رشد

 و نموى برخوردار نمى‏شود مگر با چیزى که از مردم دفع مى‏شود 

و هیچ گاه به آن نزدیک نمى‏شوند.

بدان که منزلت و مکانت هر چیزى به حسب قیمت آن نیست. 

بلکه این دو، دو قیمت متفاوتند که در دو بازار به کار مى‏آیند، 

چه بسا چیزى در بازار کاسب بى‏ارزش و کم فایده باشد

 ولى در میدان دانش، ارزشمند و بلکه نفیس باشد.

پس به خاطر کم قیمتى، چیزى را بى‏اعتبار مشمار. 

اگر شیفتگان و طالبان دانش کیمیا به خواص عذره و مدفوع پى مى‏بردند

 آن را با قیمتى گران و با بیشترین قیمتها مى‏خریدند.

مفضّل مى‏گوید: در این وقت ظهر شد و مولایم- علیه السّلام- براى اقامه نماز برخاستند و فرمودند: به خواست خداى جلّ و علا بامدادان به نزد من آى. من نیز در حالى که از آنچه به من آموخته بود شادمان و فرحناک بودم و خداى را در برابر نعماتش سپاس مى‏گفتم برخاستم و شبانگاه را با سرور و راحتى تمام آرمیدم.[1]



[1] جعفر بن محمد (علیه السلام)، امام ششم - مترجم: میرزایى، نجفعلى، توحید مفضل - شگفتیهاى آفرینش، 1جلد، مؤسسه انتشارات هجرت - قم، چاپ: پنجم، 1377 ه.ش.








دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏8، ص: 171

 

طب سنتى گیاهى

 

طریقه درمان

    با استفاده از گلها،

                  میوه‏ ها و گیاهان‏

بر اساس طب قدیم‏

مقدمه‏

گذرگاه زندگى و مرگ، براى انسان هر دو یکى است: یعنى دهان انسان، هرچه از دهان به درون بدن داخل مى‏شود، هم مى‏تواند باعث زندگى بهتر و طول عمر شود، و هم قادر است موجب مرگ زودرس انسان گردد.

تمدن تبلیغاتى و مانورهاى سرمایه دارى، با تولد انواع خوراکى‏هاى شیمیایى و عرضه آن به بازارها، باعث مى‏شود تا انواع سمها وارد بدن ما شود. فرهنگ سرمایه‏دارى هم ما را چنان تربیت مى‏کند که از آغاز طفولیت، براى همه کسالت‏ها، به فراورده‏هاى شیمیائى متوسل شویم. مگر نه این که اولین درس این مکتب این است که براى رفع سردرد باید فلان قرص را خورد؟ و همین امور سبب مى‏شود که همه وسایل ارتباط جمعى ما، در محاصره تبلیغات داروهاى شیمیایى قرار گیرند.

فرهنگ سرمایه‏دارى داروئى، با تبلیغات وسیع و همه‏جانبه خود، تمام دردهاى معالجه با گیاهان طبیعى را بر روى ما بسته است، و بکلى عطاران پر تجربه را از متن جامعه دور انداخته و به ما این فکر غلط را تلقین نموده که: هر معجزه درمانى هست، در داروهاى شیمیائى است. حال آنکه پزشکان و محققان انسان دوست ثابت کرده‏اند که روزه گرفتن، چه روزه خوراکى و چه روزه فکرى و بازگشت به خویشتن و استراحت روحى، بزرگترین درمان دردهاست. اما اکثر ما چنان در دست افکار سودجویانه سرمایه‏داران داروئى اسیر شده‏ایم که حتى فکر رهائى را هم به سر، راه نمى‏دهیم و اگر

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏8، ص: 172

پزشکى به ما بگوید: «بیمار عزیز، شما فقط با استراحت کردن و کم خوردن یا نخوردن معالجه مى‏شوید ...» چه بسا که ما به غلط چنین پزشکى را بى‏سواد، عقب مانده و فاقد صلاحیت به حساب مى‏آوریم.

شاید بدانید گیاهانى در نقاط مختلف کشور حاصلخیز ما وجود دارد که خروار خروار به خارج از کشور حمل مى‏شود و هرگز به ما نمى‏گویند که این نعمات الهى و برکات خداوندى چقدر باارزش هستند و در نتیجه ما همه، از ارزش‏هاى آنها بى‏خبریم.

سپس عصاره همین گیاهان را گرفته، بصورت انواع داروهاى شیمیائى به ما فروخته و داروخانه‏هاى خانگى را از آنها پر مى‏کنیم.

میوه‏ها، سبزى‏ها، گیاهان و به اصطلاح این علف هرزه‏هاى کوهساران، همه اینها همان خوراکى‏هاى حیات‏بخش است که زندگى طولانى و سرشار از سلامتى را به ارمغان مى‏آورند.

به گفته همین طرفداران علوم شیمیائى جدید، در آب‏هاى سالم زیرزمینى و چشمه‏ها، ذراتى است که نوشنده آن هرگز دچار فلج نمى‏شود، اسید معده پیدا نمى‏کند، بیماریهاى خونى نمى‏گیرد و بعضى بیماریهاى دیگر. اما در مقابل، ضد عفونى کردن آب مشروب شهرى، از روى ناچار، باعث مى‏شود تا فلج اطفال رایج شود، بیماریهاى روده‏اى، معده‏اى و خونى بسیار شود.

افراط هم یکى از عوامل مرگ زودرس است. افراط در کار، افراط در خوردن، افراط در شهوت‏رانى، افراط در خواب، افراط در هر چیزى و هر کارى خود، بلاآفرین است.

به گیاهى شاداب زیاد آب بدهید، مى‏میرد. زیاد کود بدهید مى‏خشکد. مدام آن را زیر نور آفتاب بگذارید پژمرده مى‏شود.

به پرنده، دانه بسیار و حتى سالم و خوب بدهید، اگر این پرنده زیاد این دانه‏هاى سالم را بخورد، که نمى‏خورد، مى‏میرد.

اگر به پرنده زیاد آب بدهید، که هرگز نخواهد نوشید، مى‏میرد.

گیاه به نسبت آوندهاى آبکش خود، احتیاج به آب دارد، و بیش و کم آن، باعث‏

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏8، ص: 173

مرگ گیاه مى‏شود.

پرنده نسبت به جثه خود و نسبت به فعالیت و پرواز خود، آب و غذا مى‏خورد، و بیش و کم آن باعث مرگ پرنده مى‏شود.

گیاه را اگر در اتاق بگذارید، برگ‏هاى گیاه بطرف نور برمى‏گردد و بى‏نور، رشد نخواهد کرد.

حیوانات به هنگام بیمارى، به گوشه دنجى پناه مى‏برند و به طور مطلق از خوردن پرهیز کرده و استراحت مى‏کنند و در فرصتى کوتاه مى‏گردند و گیاهان مخصوص را بعنوان دارو مى‏خورند.

در زندگى امروزى که آسفالت، شن‏ریزى و زیر سازى باعث نابودى گیاهان شفابخش شده‏اند، حیوانات ناچارند با داروهاى شیمیائى معالجه شوند و مثل انسان به زندگى مصنوعى خود ادامه دهند.

دامداریهاى مدرن، شیمیائى و دور از طبیعت زنده، کیفیت شفابخش شیر حیوانات شیرده را پائین آورده است. زیرا که حیوانات اهلى شیرده، در طبیعت زنده، دقیقاً همان گیاهانى را مى‏خورند که شیر پر کیفیت، بازده آنها خواهد بود.

نگارنده هرگز قصد ندارد پیشرفت‏هاى طبى امروزى را انکار کند، اما بد است که بیمار خفته را از خواب بیدار بکنیم تا طبق دستور پزشک معالج، به او قرص خواب بدهیم. ما چه اصرارى داریم که خود را با این داروهاى سمى و کشنده، به سوى مرگ بکشانیم.

چرا آن‏قدر در روش تغذیه و سلامت خود کور، بى‏اطلاع و نادان باشیم تا محتاج این سمها شویم؟

شما این پرسش را از پزشک مخصوص خود، خیلى دوستانه بکنید: آیا شما هم به قدر من دارو مصرف مى‏کنید؟ به طور قطع پزشک شما خواهد گفت، هرگز!

این کتاب به دلیل این اندیشه دلسوزانه گردآورى شده است. یکبار این کتاب را براى سلامتى مرور کنیم. ما که رمان‏هاى چهار جلدى و قطور را با حرص و ولع مى‏خوانیم تا از

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏8، ص: 174

قافله روشنفکران دنیا عقب نمانیم، کمى هم به بدن خود رحم کنیم و برایش ارزش قائل شویم و آن را براى بیشتر زنده ماندن بشناسیم، تا او را سالم نگاهداریم، تا بتوانیم براى بشر منشاء خوبى و خدمت باشیم.

امید است این کتاب پایه تدوین دائرة المعارف و فرهنگى عظیم از این اطلاعات با ارزش شود. پزشکان انساندوست از پشت میز مطلب‏هاى خود، راهى براى کاوشهایى در اصل داروها، گیاهان و غذاهاى شفابخش گردند و حد اقل روزى 5 دقیقه وقت خود را براى تدوین یک سطر از این قبیل مطالعات و خدمات، اختصاص دهند.

اگر هر پزشکى به جاى به ریشخند گرفتن طب گیاهى و غذائى، روزى چند دقیقه وقت خود را صرف این کند که بیمار خود را به اهمیت نوع تغذیه سالم و کم خوردن آشنا کند و به مطالعه کتابهائى که فرهنگ بهداشتى جامعه را بالا مى‏برد تشویق نماید، چه تحول بزرگى در بهداشت جامعه پدید مى‏آید ...

باید مطمئن باشیم، اگر کالاهاى تبلیغاتى جامعه‏هاى سرمایه‏دارى را مصرف کنیم از ورشکست شدن آنها جلوگیرى کرده، گناه ما و شما را هم خواهند بخشید! اما اگر ملت عزیز ما همچنان در جهل نسبت به فرهنگ راستین باقى بمانند و آگاهان در راه این وظیفه ملى و انسانى کوتاهى کنند، همه ما عملا اقدام به قتل عام جامعه به نفع آنان کرده‏ایم.

لزوم درمان‏هاى طبیعى در جامعه امروز ما، بیش از هر زمان دیگرى احساس مى‏شود و تحقق این امر امکان‏پذیر نیست، مگر با بالا بردن سطح آگاهى‏ها و فرهنگ سنتى جامعه ...



        و سرانجام به گفته ابن سینا:


    «هر کس مى‏تواند پزشک خود باشد»


              چرا شما نباشید؟





------------------------------------------------------------------

شما هم می توانید با یک ثبت نام ساده 

        و ارائه کد ملی  و ایمیل

                ودریافت رمز عبور

 از نرم افزارهای نورقم و نیز مجلات و

              سایت های پژوهشی و 

پایگاه های وابسته به مرکزتحقیقات نور

در کافی نت تخصصی نور قم 

بطور رایگان استفاده نمائید.

ثبت نام درکافی نت نورقم برای کلیه  محققان

              آزاد و رایگان است .         


----------------------------------------------------------------------------------------


قیمت نرم افزار کتابخانه ای :

طب اسلامی نور -نسخه 1/5

تا سال 1393 - یکصدهزار تومان

شامل : نهصدوپنجاه ویک

عنوان کتاب طب سنتی


-------------------------------------------------------------------------



    قم . بلوار جمهوری.


بعد از کوچه 4 .مرکز تحقیقات نور



   کافی نت تخصصی نورقم  


------------------------------------------------------------------------










دسته ها :
X